نمیدانم در اوج گرمای اینروزها چه بر سر ابر ها امده است...ناگهان بغضی به رنگ سرخ و نارنجی درون سیاهی شب به خود گرفت...شب در سکوت فرو رفته بود...که نم نمک بارید و باز ارام گرفته و بغضش را فرو خورد...امشب اما انگار طاقتش تمام شده بود...ابرها اشک می ریختند،… بیشتر »

آخرین نظرات